دین زرتشت

اشنایی با دین زرتشت و تاریخ ایران باستان

به مناسبت ورود «منشور حقوق بشر کوروش بزرگ» به ایران در گاه ۱۳۸۹/۶/۱۹ خورشیدی
«منشور حقوق بشر کوروش بزرگ»‌، نامور به «استوانه کوروش» استوانه‌ای سفالین است که در سال ۵۳۹ پیش از میلاد به فرمان کوروش دوم هخامنشی شاهنشاه ایران ساخته شده و دور تا دور آن مجموعه‌ای از سخنان و دستورهای شاهنشاه به خط میخی بابلی نقش گردیده ‌است. این استوانه که به عنوان «نخستین منشور حقوق بشر» در جهان شناخته می‌شود، در پایه‌های شهر بابل قرار داده شده بوده ‌است.

 

 

اکتشاف
در سال ۱۲۸۵ خورشیدی (۱۸۷۹-۱۸۸۲) به هنگام کاوش‌های باستان‌شناسی در بابل در میان‌رودان، «هورمزد رسام»، باستان‌شناس بریتانیایی آسوری‌تبار، استوانه‌ی سفالین نامور به کوروش کبیر را یافت که شامل نوشته‌هایی به خط میخی بود. جنس این استوانه از گِل رُس است، ۲۳ سانتی‌متر درازا و ۱۱ سانتی‌متر پهنا دارد و دور تا دور آن در حدود ۴۰ خط به زبان «اکدی» و به خط میخی «بابلی» نوشته شده‌است. پژوهش‌ها نشان داد که نوشته‌های استوانه در سال ۵۳۹ پیش از میلاد به دستور کوروش بزرگ پس از شکست «نبونید» («بخت‌النصر») و گشوده شدن شهر بابل، نوشته شده‌، به عنوان سنگ بنای یادبودی در پایه‌های شهر بابل قرار داده شده‌است. هم‌اکنون این لوح سفالین استوانه‌ای در بخش «ایران باستان» در موزه بریتانیا نگهداری می‌شود.
از سوی دیگر آشکار شد که بخشی از یک لوحه‌ی استوانه‌ای که آن را از آن نبونبید پادشاه بابل می‌دانستند، در حقیقت پاره‌ای از استوانه کوروش بزرگ، از سطر‌های ۳۶ تا ۴۳ است. پس از این کشف، این پاره از لوح استوانه‌ای که در دانشگاه ییل (Yale) در آمریکا نگهداری می‌شد، به موزه بریتانیا در لندن انتقال داده شد و به استوانه اصلی پیوست گردید.
در جریان جشن‌های ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی ایران، منشور کوروش به‌رغم مخالفت دولت وقت بریتانیا برای چند روز به ایران آورده شد و به نمایش در آمد.
ساخت منشور
کوروش دوم، بنیان گذار پادشاهی ایران و آغازگر دودمان هخامنشیان، پس از پیروزی بر بابل، در آنجا تاج‌گذاری کرد و بخشش عمومی  را فرمان داد؛ دین‌های بومی را آزاد کرد؛ برای به دست آوردن مهر مردم میانرودان (بین‌النهرین)، مردوک که کهن‌ترین خدای بابل بود را به رسمیت شناخته، او را نیایش کرد و سپاس گفت. او هیچ گروه انسانی را، به بردگی نگرفت و سپاهیانش را از تجاوز به مال و جان پیشه‌وران و کشاورزان بازداشت. او همه‌ی کسانی را که برای اسارت به بابل آورده شده بودند گردهم آورد و زیستگاه آنها را به ایشان بازگرداند. کوروش همچنین قوم یهود را نیز از اسارت و بیگاری در بابل آزاد کرد.
جایگاه
این سند به عنوان نخستین منشور حقوق بشر شناخته می‌شود و در سال ۱۹۷۱ میلادی، سازمان ملل آن را به شش زبان رسمی سازمان منتشر کرد. بدلی از این منشور در مقر سازمان ملل متحد در شهر نیویورک نگهداری می‌شود.

 

گزیده‌ای از مشهورترین بخش آن، در آغاز آورده می‌شود
منم کوروش، شاه جهان، شاه بزرگ، شاه توانمند، شاه بابـِل، شاه سومر و اَکـَد، شاه چهار گوشه‌ی جهان. پسر کمبوجیه، شاه بزرگ … نوه‌ی کوروش، شاه بزرگ … نبیره‌ی چیش پیش، شاه بزرگ…
آنگاه که بدون جنگ و پیکار وارد بابل شدم، همه‌ی مردم گام‌های مرا با شادمانی پذیرفتند. در بارگاه پادشاهان بابـل بر تخت شهریاری نشستم. مردوک خدای بزرگ، دل‌های پاک مردم بابل را متوجه من کرد … زیرا من او را ارجمند و گرامی داشتم.
ارتش بزرگ من به صلح و آرامی وارد بابل شد. نگذاشتم رنج و آزاری به مردم این شهر و این سرزمین وارد آید. وضع داخلی بابل و جایگاه های مقدسش قلب مرا تکان داد … من برای صلح کوشیدم.
من برده‌داری را بر انداختم، به بدبختی آنان پایان بخشیدم. فرمان دادم که همه‌ی مردم در پرستش خدای خود آزاد باشند و آنان را نیازارند. فرمان دادم که هیچکس اهالی شهر را از هستی نیاندازد.
مَردوک خدای بزرگ از کردار من خشنود شد … او برکت و مهربانی‌اش را ارزانی داشت. ما همگی شادمانه و در صلح و آشتی مقام بلندش را ستودیم…
من همه‌ی شهرهایی را که ویران شده بود از نو ساختم. فرمان دادم همه‌ی نیایشگاه‌هایی که بسته شده بودند را بگشایند. همه‌ی خدایان این نیایشگاه‌ها را به جاهای خود بازگرداندم…
همه‌ی مردمانی که پراکنده و آواره شده بودند را به جایگاه‌های خود برگرداندم و خانه های ویران آنان را آباد کردم. همه‌ی مردم را به همبستگی فراخواندم. همچنین پیکره‌ی خدایان سومر و اَکـَد را که نَبونید بدون واهمه از خدای بزرگ به بابل آورده بود، به خشنودی مَردوک خدای بزرگ و به شادی و خرمی به نیایشگاه‌های خودشان بازگرداندم. بشود که دل ها شاد شود…
خدایانی که آنان را به جایگاه‌های مقدس نخستین شان بازگرداندم، هر روز در پیشگاه خدای بزرگ برایم زندگانی ِبلند خواستار باشند. بشود که سخنان پر برکت و نیکخواهانه برایم بیابند. بشود که آنان به خدای من مَردوک بگویند: «به کوروش شاه، پادشاهی که تو را گرامی می دارد و پسرش کمبوجیه، جایگاهی در سرای سپند ارزانی‌دار.»
من برای همه‌ی مردم جامعه‌ای آرام فراهم ساختم و دوستی و آرامش را به همه‌ی مردم دادم.

سرودهای «یَتا اَهو وَئیریو» و «اشم و هو» به «پیرامون یشت» نامزدند و آوازه‌ی خود را از این‌رو دارند که به‌واسطه‌ی ارزش پیامی‌ و تاثیرهای صوتی و روانی در پایان بسیاری از سرایش‌های اوستایی آورده می‌شود. در این نوشتار به بررسی ژرفای معنی سرود «یَتا اَهو وَئیریو» پرداخته می‌شود:

زبان و ادبیات گاتهایی در شمار کهن‌ترین زبان‌های باستانی است و پژوهش پیرامون مفهوم‌ها و آموزه‌های آن نیازمند دوره‌ها و آموزش‌های ویژه دارد. اما این دلیل نمی‌شود که پژوهنده‌ی آیین پیشینیان به‌واسطه‌ی تنگ‌بودن گذرگاه واژها و کلمات گوشه گیرد. در این گستره افزون بر پهنه‌ی کلمه‌ها و دستورهای آوایی و دستوری، صحنه‌ی جستجو برای دریافت معانی و آموزه‌ها گشاده است و پژوهنده‌ی باریک‌بین با دنبال کردن رد پای شناخت و معرفت سده‌ها را می‌کاود و به کمک چراغ اشارات و بشارات در ژرفای تاریخ گام می‌نهد و تایید دریافت‌های خود را از شاعران و مورخان و نویسندگان اصیل که مشامی ‌از رازنگاری دارند می‌جوید.

 

سرود «یَتا اَهو وَئیریو»در یسنا۲۷- بند۱۳ آمده است و با یکی دیگر از سرودهای «یسنا» به‌نام «اشم و هو» به «فرامون یشت» یا «پیرامون یشت» نامزد است و آوازه‌ی خود را از این‌رو دارند که به‌واسطه‌ی ارزش پیامی‌ و تاثیرهای صوتی و روانی در پایان بسیاری از سرایش‌های اوستایی آورده می‌شود.

در این‌باره که این دو سرود به‌روشنی بیرون از هفده‌ «های» گاتها قرار دارند و این‌که به گمان برخی پژوهندگان از سخنان اشوزرتشت نیستند، نمی‌پردازیم. اما آنچه آشکار است، مفاهیم این دو سرود پیوند ناگسستنی با پیام گاتها دارد و با روح حاکم بر اندیشه‌های گاتهایی همخوان است. این دیدگاه که باور دارد سرودهای نامبرده حاصل تراوش‌های مینوی یکی از شاگردان و یاران نزدیک اشوزرتشت بوده است، نیز پذیرفتنی است.

هنگامی‌که به ترجمه‌های سرود «یتا اهو» بازگشت می‌کنیم از اینکه توافق چندانی دیده نمی‌شود جای شگفتی نیست و این همه ناشی از کهن بودن زبان است.

نظر به ارزشمندی موضوع و اینکه سرود «اشم و هو» به‌عنوان ساختار جامعه‌ای ایده‌آل و سرود «یَتا اَهو» به‌عنوان تئوری سیاسی-اجتماعی-فرهنگی-اقتصادی اشوزرتشت مطرح می‌شود؛ برگردانی ذوقی و برداشتی فارغ از هرگونه برگردان‌های تخصصی و جستجوی واژگانی و ریشه‌یابی‌های لازم، از این سرود ارایه می‌شود. و با تکیه بر تاثیر بعدی مفهوم‌های این پیام‌ها که در گستره‌ی حکومت‌ها و اندیشمندان دیده می‌شود، به گفتار خود ادامه می‌دهیم.

در این بخش به ترجمه‌هایی ازسرود «یتا اهو» اثر محققین و پژوهندکان می‌پردازیم.

موبد اردشیر آذرگشسب این‌گونه ترجمه می‌کند: «همان‌گونه که سردار دنیا(اهو) توانا ونیرومند است. به همان اندازه سردار دین(رتو=رد) نیز به مناسبت پاکی و اشویی خویش نیرومند می‌باشد. موهبت اندیشه‌ی نیک(وهومن) نصیب کسی است که برابر خواسته‌ی مزدا رفتار کند. سلطنت اهورایی ویژه‌ی کسی است که درویشان و بینوایان را دستگیری کند.»

استاد جلیل دوستخواه در اوستای دوجلدی خود می‌گوید: “«یثه اهو ویئریو» را در اوستا «اهون ویریه» و در پهلوی «اهونور» یا «هونور» نیز گفته‌اند این نیایش از پاره‌های «گاثانیک» «گاتا مانند» اوستاست و دارای سه سطر شانزده هجایی است و درنگ میان هجاها پس از هفتمین هجاست و در وزن درست مانند «اهو نویتی گاتا» است و به نظر می‌رسد که در اصل بر سر نخستین «گاتا» جای داشته است. اما جای کنونی آن در بند ۱۳یسنه‌ هات ۲۷است. برگردان فارسی نیایش «یثه اهو ویئریو»در گزارش کنونی اوستا چنین است: «همان گونه که او رد برگزیده و آرمانی جهان «اهو» هست رد مینوی «رتو» و بنیادگذار کردارها و اندیشه‌های نیک زندگانی در راه مزداست. شهریاری از آن اهوره است. که او را به نگاهبانی درویشان بر گماشت.»”

دکتر علی‌اکبر جعفری در برگردان این سرود می‌گوید: «به سانی که سرور هستی را باید تنها از روی راستی برگزید، همان سان رهبر درستی را نیز باید پسندید. این دو دهش برگزیدن را منش‌نیک ارزانی داشته تا کارهای زندگانی به‌نام و برای خدای دانا انجام گیرد. همچنین شهریاری از آن خدایی است که آباد کننده‌یی را برای باز گردانیدن دینداران ستم دیده گمارده است.»

دکتر حسین وحیدی در برگردان خود گفته است: «هنجاری که بر جهان هستی فرمان می‌راند زندگی و سرنوشت مردمان را نیز زیر فرمان دارد. منش نیک از آن کسی است که از هنجار هستی پیروی کند و توانایی راستین را کسی دارد که برخواست‌های نا هنجارش چیره گردد.»

آنچه از برگردان‌های یاد شده برداشت می‌شود، نکته‌هایی است که اگرچه مشابه می‌نماید، ولی پس از باریک‌بینی به تفاوت‌های آنها پی‌خواهیم برد که نشان دهنده‌ی برداشت‌های گوناگون ترزبانان(مترجمان) است. اما نکته‌ای که به‌روشنی چشمگیر است، نادیده انگاشتن از پیوند معنایی بخش‌های سه گانه‌ی این سرود است، که در شکلی جداگانه و در چارچوب پیام‌هایی اهورایی، اخلاقی و اجتماعی نمایانده شده است. در برگردان دکتر حسین وحیدی این پیوستگی معنایی به‌چشم می‌خورد، اگرچه منظور این گفتار را برآورده نمی‌کند.

به نظر می‌رسد سرود «یَتا اَهو وَئیریو»، در یک انسجام معنایی و منطقی کامل، تنظیم شده و بخشی از این سرود به منزله‌ی زمینه‌ی درون‌شدن و پیوند با بخش سپسین خود است تا با ایجاد زمینه‌های درست، فرصت نتیجه‌گیری پایانی فراهم‌آید.

سخن را با این برگرفته از برگردان‌ها پی‌می‌گیریم و با تکیه برشواهد تاریخی و معرفت‌شناسی به زاویه‌های پنهان موضوع می‌پردازیم: «همان‌گونه که هستی‌آفرین بر جهان آفرینش فرمانروایی می‌کند، همان‌گونه خردمندترین مردم با شهریاری بر منی و خودی خویش و پیروی از هنجار هستی، به نمایندگی از هستی آفرین بر جهان مردم پادشاهی می‌کند و پشتوانه‌ی فرمانروایی خود را از داد گستری و فرهنگ‌پروری برمی‌گیرد.»

نوشته‌های تفسیری بازمانده از روزگار ساسانیان سخن از جانشینی مرد پرهیزکار دارد، که نماد «هرمزد» است. و در پیمان خویش با اهورامزدا حضور گیتایی یافته است.

“پیش از آنکه اهریمن آمد، همیشه نیمروز بود که «رَبیهوَین» است، هرمزد به‌یاری امشاسپندان به «رَبیهوَین»، مینوی یَزِشْن را فراز ساخت. به هنگام یزشن‌کردن همه‌ی آفرینش را بیافرید و با بوی و فَرَوَهْر مردمان سگالش کرد و خرد همه آگاه را به مردمان فراز برد و گفت کدامیک شما را سودمندتر به چشم آید. اگر شما را مادی بیافرینم و به تن با دروج بکوشید و دروج را نابود کنید و شما را به فرجام درست و انوشه بازآرایم و باز شما را به گیتی آفرینم، جاودانه، بی‌مرگ، بی پیری و بی‌دشمن باشید، یا شما را جاودانه پاسداری بر ضد اهریمن باید کرد. ایشان بدان خرد همه آکاه، آن بدی را که از اهریمن دروج بر فروهرهای مردمان در جهان رسد دیدند و رهایی واپسین از دشمنی اهریمن و به تن پسین جاودانه درست و انوشه‌روان بازبودن را دیدند و برای رفتن به جهان هم‌داستان شدند.”

بندهش-مهرداد بهار-رویه ۴۲

و در جای دیگر از بندهش این‌گونه می‌خوانیم: “«هرمزد خدای آن چهار «دی» را اندر ماه‌ها به همانندی نام خویش نهاد و خود نشیند بدان بی سر روشنی و آفریدگان مینو و گیتی را پاید به گیتی، نیز چنان نزدیک است که به مینو.

«بهمن»، «اردیبهشت» و «شهریور» او را بر دست راست و «سپندارمذ»، «خورداد» و «امرداد» بر دست چپ و سروش پیش ایستد، بِدان آمرزیداری هرمزد است، که آفریدگان زندگی کنند و بِدان رادی هرمزد است که بِدان برترین زندگی رسند و بِدان فرهمندی و همه آگاهی هرمزد است که از اهریمن رهایی یابند و به خویشی هرمزد رسند. او را نماد گیتی مرد پرهیزگار است هر که مرد پرهیزگار را رامش بخشد یا بیازارد آنگاه هرمزد از او آسوده‌ یا آزرده شود.»

بندهش-مهرداد بهار-رویه ۱۰۸

در معنی سرود «یتا اهو» از واژه‌ی «خردمندترین» به‌جای «بهره‌ی نیک اندیشی» استفاده کردیم که اگر چه آشکارا این ویژگی(:صفت) را در سرود «یتا اهو» نمی‌بینیم. اما با یک واسطه‌ی تفسیری می‌توانیم درستی گزینش خود را نشان دهیم.

«بندهش» فروانرانی مرد پرهیزگار را نمونه‌ای از فروانروایی هرمزد بر شمرده است و همان‌گونه که هرمزد در عالم نامحسوس و وصف‌ناشدنی بر اریکه‌ی فرمان نشسته است، مرد دانا که به زینت دانش مزدایی آراسته است، نمایی از دانایی مطلق هرمزد را به نمایش می‌گذارد و بنا به نسبی بودن امور گیتایی، به گونه‌ایی طبیعی خردمندترین مردم به انجام نقش الهی می‌پردازد.

در گفتار «بندهش» از «مرد پرهیزگار»، نوع انسان اراده شده است، که زنان و مردان خردمند را دربر می‌گیرد. بودن امشاسپندان «بهمن»، «اردیبهشت» و «شهریور» به صیغه‌ی مردانه و «سپندارمذ»، «خورداد» و «امرداد» به صفت زنانه در جایگاه وزیران دست راست و چپ و به‌ یک نسبت، نشان از آن دارد که زنان و مردان، در شورای هماهنگی راهنمایی و رهبری امور یکسان را بر دوش دارند.

«بندهش» از مردمان به‌عنوان پیمان‌دارانِ روز نخست نام می‌برد، که چون سربازان اهورامزدا، برای پیکار با نیروهای اهریمنی در گستره‌ی گیتی حضور می‌یابند. از این‌رو پیوند مردمان با اهورامزدا پیوندی دوستانه است، که اشوزرتشت نیز در گاتهای خود از آن سخن می‌گوید: «ای خداوند جان‌وخرد، آرزو دارم به دیدار و مشورت تو مانند یک دوست نایل آیم.» ‌هات ۳۳بند ۶

حافظ شیرازی نیز از این نوع رابطه می‌گوید. «سایه‌ی معشوق اگر افتاد بر عاشق چه شد / ما به اومحتاج بودیم او به ما مشتاق بود»

پاره‌ی سوم سرود «یتا اهو»، از یک نکته‌ی کلیدی نظام سیاسی اشوزرتشت، سخن می‌گوید که سفارش می‌کند رهبر حقیقی پشتوانه‌ی فرمانروایی خویش را به پیروی از آیین اهورایی، از مردم وام می‌گیرد و دریافت می‌کند. مردمی ‌که در سایه‌ی رسیدگی‌ها و ایجاد زمینه‌های مناسب به وسیله‌ی حکومت به زینتِ رفتارهای «مردمِ بافرهنگ» که خود را عضوی از یک جامعه‌ی واحد می‌دانند، آراسته ساخته‌اند.

«کورش بزرگ» در جمع مردم و سربازان خود این‌گونه سخن می‌گوید: « دوستان و یاران من ما باید خود را به همان صفت‌های نیکی که در سرزمین خود پیش از رسیدن به این پیروزی‌های بزرگ داشتیم، بیاراییم در پارس عموم سران و فرزانگان در ارگ شهر گردهم‌اند و بر مردم فرمانروایی می کنند. ما باید در اینجا نیز همان روش را به کار بندیم. شما باید گرد من جمع شوید و به روش و کردارهای من چشم بدوزید و مراقب باشید که من به خویشکاری(:وظیفه)‌ خود عمل کنم و من مراقب کارهای شما هستم. باید فرزندانی که از ما به وجود می‌آیند با همین سرشت و در پرتو همین آیین یزدانی، رشد و پرورش یابند. ما باید بکوشیم تا فروزه‌های پسندیده را در نهاد فرزندانمان پرورش دهیم، در این صورت می‌توانیم هر روز خود را نیکوتر از روز پیش کنیم و فرزندانمان حتا اگر بخواهند به‌راه نادرست بروند، چون در پیرامون خود، جز پاکی و راستی نمی‌بینند و سخنی جز سخنان شایسته نمی‌شنوند، بی‌گمان راه‌های نادرست بر آنها بسته خواهد بود.» کورش نامه- گزنفون (برگردان از رضا مشایخی)

فلاسفه‌ی یونان باستان و دلبستگی آنان به دانش و حکمت دانشوران شرق به‌ویژه اشوزرتشت خود داستانی است که در آثار آنها دیده می‌شود که نشان از انتقال بن‌مایه‌های اندیشه‌های ایرانی دارد، که سقراط و افلاتون از نتیجه‌های این بوستان معناست. افلاتون در کتاب «جمهور» از «مدینه‌ی فاضله » سخن می‌گوید و هم او فلاسفه را تنها شایستگان امر زمامداری می‌داند. در کتاب جمهور نوشته‌ی افلاتون در مقدمه‌ی مترجم(فواد روحانی) می‌آید.:

«سقراط از آنچه در پایان کتاب پنجم گفت چنین نتیجه می گیرد که چون تنها فلاسفه علم به عدالت مطلق و همه‌ی حقایق ثابته دارند. آنان هستند که اصول قانونگذاری و حکومت را می توانند چنان‌که باید وشاید دریابند و چون عاشق حقیقتند پس همه‌ی نیکی‌ها را نیز مانند سرعت دریافت، تلاش، شهامت و میانه‌روی را دارا هستند و بنابراین تنها آنان را می توان شایسته‌ی زمامداری دانست.» رویه‌ی ۳۳۲جمهور افلاتون (فواد روحانی)

در بخش ششم همین کتاب سقراط چنین می‌گوید:

«فیلسوف حقیقی خویشتن‌د‌ار است و از هر گونه حرص و طمع، آزاد زیرا موجباتی که دیگران را برای بدست‌آوردن دارایی و تجمل وادار می‌کند در او تاثیر ندارد و خواست این چیزها به هیچ روی با روحیه‌ی او ساز گار نیست.» رویه‌ی ۳۳۸

داریوش بزرگ -  بیستوندر یکی از سنگ‌نبشته‌های بازمانده از روزگار هخامنشیان، «داریوش بزرگ» می‌گوید: «اهورامزدا این سرزمین را پریشان و درهم شده دید. مرا به شاهی آن بر گماشت. به‌یاری وی من نظم و آرامش را در آن برقرار ساختم و چنان شد که فرمانم بی‌چون‌وچرا در همان جا اجرا شد. ای مردمان با فروتنی و ادب فرمان اهورامزدا را گردن نهید.»

در سخنان داریوش نکته‌ی ارزشمندی دیده می‌شود. داریوش از فروتنی و ادب مردمان سخن می‌گوید مردمی‌که آمادگی و شرایط درک پذیرش رهبری شایسته و فرزانه را دارند این نکته را با درون‌مایه‌ی سرود بیست و نهم گاتها برابر نهاد دانست: «آنگاه روان آفرینش با بانگ بلند گوید آیا من باید بدون چون و جرا پشتیبانی شخص ناتوانی را بپذیرم و به سخنان او گوش دهم. به‌راستی مرا آرزوی شهریار نیرومند و توانایی بود. چه هنگام چنین کسی برای یاریم بپا خواهد خاست و با بازوان نیرومند خود مرا پشتیبان خواهد بود.» ‌هات ۲۹ -بند ۹

پس از این گله‌گذاری اهورامزدا مژده می‌دهد که زرتشت را با آراستگی خرد سرشار و شیوایی بیان و نیروی منطق به حمایت جهانیان بر گمارد: «ای اهورامزدا و ای اشا به اینها(زرتشت و پیروانش) نیروی مینوی و توانایی بخشید. ای وهومن تو نیز به زرتشت آن نیروی اندیشه و هوش سرشار ارزانی‌دار تا در پرتو آن به جهانیان آرامش و آسایش بخشد. ای دانای بزرگ ما همه او را برگزیده‌ترین آفرینش و شایسته‌ترین فرزند تو دانسته و به رهبری خویش می‌پذیریم.» ‌هات ۲۹ -بند ۱۰

مقاومت نخستین «گِئوش اُوروان» نسبت به برگزیده‌شدن اشوزرتشت نشان از درک ناقص جامعه‌ای دارد که تنها زور و قدرت را مایه ایجاد امنیت و آرامش اجتماعی می‌داند و این گفت‌وگو و نمایش نمادین و مثالی که در پرده‌ی ‌هات ۲۹ گاتها برابر چشم اهل خرد نهاده شده است تا آنجا ادامه پیدا می‌کند که، «گِئوش اُوروان»(افکار عمومی) موفق به درک بهتری از توانایی و قدرت می‌شود و انگار که فردوسی در گوش دل او می‌گوید: «توانا بود هرکه دانا بود / به دانش دل پیر برنا بود»

تئوری کشورداری اشوزرتشت، پس طی یک دوره بلوغ و رشد، در نظام سیاسی هخامنشیان جامه‌ی عمل پوشید و در شکل عملیاتی در صحنه‌ی بین المللی مطرح شد. این شیوه‌ی فرمانروایی بدان پایه از کامیابی دست یافت که حکومت‌های پس از آن، حتا برخی از فرمانروایان هخامنشی که از شیوه‌ی درست پدران خویش دور شده بودند از ظواهر روش پیشینیان بهره می‌گرفتند و بدین وسیله نزد مردم در جستجوی مقبولیت برمی‌آمدند. فرمانروایان ساسانی با شعار «چو فرمان یزدان چو فرمان شاه»، دیر زمانی بر مردم فرمان می‌راندند و حکومت‌های پس از یورش تازیان با عنوان «خلیفه الهی» به معنی جانشین خدا بر مردمان فرمان می‌راندند و تا این اواخر شاهان قاجار با وصف «ظل الله» به معنی سایه‌ی خدا زمام کشور را در دست داشتند.

در پایان باید گفت آنچه از سرود سپند «یتا اهو»برمی‌آید حضور خردمندترین و شایسته ترین فرزند اهورایی برای انجام خواست اهورایی می‌باشد و می‌توان سفارش به رفتارهای حزبی و گزینش بهترین را از آن برداشت کرد. انجام امری که به گونه‌ای طبیعی بر پایه‌ی فرهنگ گستری و فرهنگ پروری ممکن خواهد شد.

شاید پیوند مواضع سیاسی- اجتماعی هزاره‌های پیش و مقایسه آن با مسایل و ساختار سیاسی کشورها در روزگار کنونی و نوین کمی ‌شگفت‌آور و گزافه باشد. با این حال باید گفت «انجمن مغان»، مادر مجلس‌ها و پارلمان‌های مشورتی است و هنگامی‌که از مناقشه‌ی مادها و پارس‌ها سخن می‌گوییم، باید نوعی از طرح دیدگاه‌های حزبی را ببینیم و در ارزیابی «مجلس مهستان»، اشکانیان را با دیدگاه‌های نوگرانه(:تجددطلبانه) بنگریم که سران برای مشارکت بیشتر و ارج نهادن به حقوق قوم‌ها گردهم آمده‌اند تا همه‌ی مردم به‌یک اندازه، خود را در حکومت سهیم بدانند.

اندیشه‌ی نیک تو ز زرتشت زمان، ای کورش

۶۰۴ بازديد ۰ نظر

کنکاشی در گاه‌نگار زندگی «نبونئید»، فرمانروای بابل نشان می‌دهد که «کورش بزرگ» در هفتم آبان ماه سال ۵۳۹ پیش از میلاد مسیح، به بابل وارد شده و فرمان آزادی مردمانِ دردمندِ بابل داده‌ است. «نبونئید» که در نوشته‌های تورانی و اسلامی با نام «داریوش مادی» نامور است، توسط یونانیان «نابونیدس» خوانده می‌شود. گاه‌نگار «نبونئید» نشان می‌دهد که لشکریان او در سال هفدهم از فرمان‌رواییش در شهر «اپیس»، کشتاری به راه انداختند.

 

در روز سوم از ماه «ارحسمَن» برابر با هفتم آبان ماه سال ۵۳۹ پیش از میلاد مسیح، کورش بزرگ همراه با پسر بزرگش، کمبوجیه دوم، در آرامش و صلح کامل و به‌دور از خون‌ریزی، درون بابل شد. بابلیان از این پارسی استقبال و «نبونئید» را نفرین کردند. برپایه‌ی نوشته‌ی «برسوس»، تاریخ‌نگار نامی یونانی زبان میان‌رودانی، «کورش بزرگ»، «نبونئید» را به کرمان فرستاد. از این‌رو هنگامه‌ی چیرگی و وارد شدن کورش بزرگ به بابل، سبب نسبت دادن این روز به روز جهانی «کورش بزرگ» است.

سراینده‌ی گرامی، رستم خسرویان(رخسار) چکامه‌ای درباره‌ی این بزرگ‌مرد، سروده‌اند که در زیر آورده می‌شود:

ای پادشه نیک جهان‏‏، ای کورش / ای اختر جاوید زمان،‏ ای کورش

منشور آزادی تو ورد زبان، ای کورش / خوش داده‌ای ز خورشید نشان، ای کورش

اندیشه‌ی نیک تو ز زرتشت زمان، ای کورش / نیکو سخنست در دل و جان، ای کورش

تو نام اهورا به زبان داشته‌ای، ای کورش / فرمان اشویی از مغان داشته‌ای، ای کورش

تو گوهر نیک در نهان داشته‌ای، ای کورش / از آتش مهر بس نشان داشته‌ای، ای کورش

بر نیک و بد زمان چه پرداخته‌ای، ای کورش / فرمان رهایی بشر ساخته‌ای، ای کورش

پایان سخن، خدای ایران، یارت / بر اوج گروسمان، مزدا، دارت

نقش‌برجسته انسان بالدار پاسارگاد

۱,۴۸۷ بازديد ۰ نظر
نقش کوروش بزرگ در پاسارگاد

در میان تاریخ‌نگاران درباره‌ی نقش‌برجسته انسان بالدارِ پاسارگارد سخن‌های فراوانی شده است ولی هیچ‌گونه همسان‌سازی نظری در میان آن‌ها به‌وجود نیامده است. از این‌رو پیامی ‌که این نقش‌برجسته می‌بایست به آیندگان بدهد همچنان در پرده‌ای از گمان قرار دارد. این نقش‌برجسته با فر کیانی کوروش بزرگ پادشاه هخامنشی درپیوند است. اینک به توضیح درباره‌ی بخش‌های گوناگون این نقش‌برجسته می‌پردازیم:

دست برافراشته: دست راست این نقش‌برجسته از ناحیه آرنج خم شده و به‌سوی جلو بلند شده است. حالت دست در این نقش‌برجسته همانند حالت دست شاهان و شاهزادگان در نقش‌برجسته‌های تخت‌جمشید و سنگ‌نبشته‌ی داریوش شاه در بیستون است. این حالت دست و چگونگی قرارگرفتن پاها که انسان در حالت حرکت را نشان می‌دهند، نشان‌دهنده‌ی حرکت رو به جلو و پیشرفت است.

ادب و آداب در دین زرتشتی

۱,۵۳۵ بازديد ۰ نظر

 

 

ایرانیان در درازنای تاریخ ده هزار ساله خود از بنیانگذاران اصلی تمدن و فرهنگ بوده اند و به پیشرفت جهان به نیکی کمک نموده اند. اشوزرتشت پیامبر یکتاپرستی در جهان است که در ۳۷۴۷ سال پیش (از سال ۱۳۸۸ خورشیدی) به پیامبری برگزیده شد و دین را تعریف کرد و فرهنگ دینی را بنیان نهاد که بنیاد اندیشه ایرانی را دگرگون کرد و پایه تمدن نوینی را پایه ریزی نمود که سده هاست در دل و روان ایرانی زنده و پا برجا مانده و بر تمدنها و فرهنگ کشورهای دیگر تأثیری ژرف برجا گذارده است.

اشوزرتشت٬ پیام اهورامزدا (دانای بزرگ هستی بخش) را به شیوایی و رسایی در سروده های خویش آورده است. پیامهای کتاب آسمانی اشوزرتشت “گات ها” نام دارد که نخستین سرودهای شعرگونه جهان است و از درست زیستن و رستگاری سخن می گوید. گات ها٬ اندیشه پرور و خردگرا است و برای همه انسان ها در هر جا و زمانی، ساده ترین و بهترین الگوی رفتاری را به گونه خردمندانه و به دور از هرگونه پندارهای خرافی و نادرست٬ گفته است. پیام گات ها٬ “مانتره” است که “سخن اندیشه برانگیز” معنی می دهد. از دیدگاه گات ها٬ زندگی مادی انسان بایستی با طبیعت سازگار و هماهنگ باشد و در بینش مینوی، انسان باید با یاری وهومن دریچه دل خود را به سوی راز هستی بگشاید تا روشنایی راستین را ببیند. سخن گات ها تنها برای دانایان است زیرا نادان بر پایه احساسات تند و بی اندیشه خود حرکت می کند و گوش شنوایی برای پیام اهورایی ندارد. هنگامی که دانا اندیشه راستی را می آموزد٬ باید دانش و بینش خود را به دیگران به ویژه افراد ناآگاه برساند٬ تا پنداربافی و خرافات از جامعه انسانی رخت بربندد.

شناخت خداوند٬ پرورش و پویایی٬ ویژگی های اخلاقی و نزدیک شدن به اهورامزدا٬ ارزشمندترین آرمان سفارش شده اشوزرتشت در زندگی انسان می باشد.

 

گات ها و آموزش های اخلاقی آن:

سراسر گات ها پند و درس زندگیست. برای نمونه چند مورد آن را می آوریم:

آزادی:

کیش اشوزرتشت٬ دین آزادگی و آیین داد و امید است؛ برای نمونه گات ها٬ انسان را به گزینش منش نیک٬ رهبر دانا، دوست خردمند و همسر اشو سفارش می کند ولی وادار نمی سازد، دین زرتشت به هر شخص به عنوان فرد ارج می گذارد. آزادی و اختیار یکی از با ارزشترین داده های اهورایی است و هیچ کسی حق گرفتن آن را ندارد. 
”ای خداوند خرد هنگامیکه در روز ازل جسم و جان آفریدی و از منش خویش نیروی اندیشیدن و خرد بخشیدی، زمانی که به تن خاکی روان دمیدی و به انسان نیروی کارکردن و سخن گفتن و رهبری کردن عنایت فرمودی، خواستی تا هر کس به دلخواه و با کمال آزادی راه و کیش خود را برگزیند.” هات ۳۱ بند ۱

برابری زن و مرد:

در آیین زرتشت٬ انسان ها از هر نژاد٬ ملیت و قوم٬ با هر زبان و رنگ پوست٬ دین و باور٬ از حقوقی برابر برخوردارند. برتری دینی٬ قومی و نژادی در آیین زرتشت نیست. زرتشت تنها عامل برتری را پایبندی به قانون اشا و پیروی از اندیشه٬ گفتار و کردارنیک می داند. از دیدگاه اشوزرتشت٬ خداوند٬ همه انسانها را آزاد آفریده و آنها را از بخشش آزادی و خرد برخوردار ساخته تا با بهره گیری از اندیشه خویش٬ پیشنهادهای گوناگون را ارزیابی کند و با اختیار کامل بهترین راه را در زندگانی برگزینند، چنانکه انسان ها از آزادی اندیشه و بیان برخوردارند٬ از حق آزادی در گزینش دین و آیین نیز بهره مند هستند. وقتی انسان ها از حقوقی مساوی برخوردار باشند٬ زن و مرد نیز در همه مراحل مادی و مینوی زندگی حقوقی برابر دارند. 
“ای مردم بهترین سخنان را به گوش هوش بشنوید و با اندیشه روشن و ژرف بینی آنها را بررسی کنید، سپس هر مرد و زن راه نیک و بد را خود برگزینید.” هات ۳۰ بند ۲

خوشبختی ما در خوشبختی دیگران:

مزدا اهورایی که فرمانروای یگانه است چنین پاداش روا داشته است که “خوشبختی از آن کسی است که دیگران را خوشبخت سازد.” هات ۳۴ بند ۱

مهرورزی:

در آیین زرتشت٬ جنگ و دشمنی چه از برای کشورگشایی و چه به نام گسترش دین٬ نادرست است. او به جهانی سرشار از دوستی و مهربانی می اندیشد. همه انسانها باید با پیوستن و پایبندی به اشا٬ مهربانی و یگانگی را در بین خود گسترش دهند تا دوستی و آرامش جهانی پدیدار گردد. هر زرتشتی به هنگام نیایش روزانه٬ باور و پیمان خود را در سرود “مزده یسنو اهمی” به مهر و آشتی در دین مزدایی زرتشتی استوار می سازد؛ او آئینی را پیروی می کند که مخالف جنگ و خونریزی و ستایشگر آشتی٬ از خود گذشتگی و پارسایی است.

“این سخنان را به نو عروسان و تازه دامادان می گویم، امیدوارم اندرزم را به گوش هوش بشنوید و با ضمیری روشن آنرا نیک دریابید و به خاطر بسپرید: همیشه با نیک منشی و مهر و دوستی زندگی کنید و در راستی و پاکی و مهرورزی از یکدیگر پیشی جوئید، چه بیگمان از زندگی سرشار از خوشی و خوشبختی برخوردار خواهید شد.” هات ۵۳ بند ۵

شادی و شاد زیوی:

دین زرتشت٬ آیین شادمانی است، از این رو پیروان زرتشت شاد بودن و خوش زیستن را برگزیده اند و از افسردگی و سوگواری دوری می کنند. در این آیین جشن و سرور یکی از راه های نیایش و ستایش خداوند و نزدیک شدن به اوست. پیامبر ایران٬ پیروان خود را شادمان و خشنود می خواهد زیرا در پرتو این فروزه ها٬ تن انسان٬ نیرومند و روان او شاد می گردد. در نتیجه شوق به کار و کوشش در آن فزونی می یابد. در بینش اشوزرتشت خوشبختی و آسایش راستین تنها با تلاش و از راه راستی به دست می آید و هرگز انسانی که از راه ناشایست خود را خوشبخت می پندارد به خرسندی راستین دست نیافته است. 
”ای پروردگار برای برخورداری از شادمانی و خوشبختی٬ بخشایش بیمانندت را بمن بنما، ای هستی بخش بخشایشی را که از اندیشه و کردار نیک سرچشمه می گیرد به من ارزانی دار، ای آرمئیتی، ای نمود عشق و بردباری٬ بوسیله راستی دلهای ما را روشن ساز تا به شادی و خوشبختی دست یابیم.” هات ۳۳ بند ۱۳ و هات ۳۳ بند ۱

سازندگی و آبادی:

یکی از مؤثرترین عوامل آبادانی و پیشرفت که خوشبختی مردمان را به دنبال خواهد داشت٬ کار و کوشش است. اشوزرتشت از همه خواستار است که در راستای پیروی از قانون اشا و به یاری منش نیک تا آنجا که می توانند برای پیشرفت و آسایش جامعه انسانی تلاش کنند و سازندگی ایجاد نمایند. هنرآفرینی و تلاش در انجام کار نیک٬ یکی از راه های نیایش پروردگار است. بر این پایه٬ درویشی٬ ریاضت کشیدن٬ تنبلی و گدایی از کارهای ناشایست می باشد. 
“پروردگارا بشود مانند کسانی که جهان را بسوی رسایی و آبادی پیش می برند از آفریده های وفادار تو باشیم.” هات ۳۰ بند ۹

آموزش:

“دانا باید با دانش خویش، نادان را آگاه سازد، نشاید که نایخرد گمراه بماند.” هات ۳۱ بند ۱

راستی:

“ای مردان و زنان از دروغ بپرهیزید. از پیشرفت ریا و فریب جلوگیری کنید و بدانید آن خوشی و سروری که از راه نادرست و بدبختی و بیچارگی دیگران بدست آید جز رنج و افسوس چیزی به بار نخواهد آورد.” هات ۵۳ بند ۶

باور ایمان:

“مرد خردمند با آگاهی از اینکه عشق و ایمان به خدا سرچشمه راستی است، گمراهان و زشتکاران را به پرورش منش پاک و انجام کار نیک و مهرورزی به دیگران اندرز خواهد داد و سرانجام، ای خداوند جان و خرد همه زشتکاران با آگاهی از حقیقت بسوی تو خواهند آمد.” هات ۳۴ بند ۱

کمک به دیگران:

مرد دانا و توانائی که بنا به دستور ایزدی و یا از راه مهر و عواطف انسانی خواستاران کمک را، خواه از هواخواهان راستی و یا دروغ به گرمی پذیرا شود، او، پیرو راه اشا بوده و زندگیش سراسر سرشار از راستی و درستی می باشد. ای هستی بخش دانا او بخردی است که با نیروی دانش٬ گمراه را از تباهی و نیستی رهانیده و او (گمراه) را به خودشناسی و اتکا به نفس رهبری خواهد کرد.” هات ۴۶ بند ۵

مهر و دوستی:

“خشم و نفرت را از خود دور کنید؛ اجازه ندهید اندیشه هایتان به خشونت و ستم گرایش پیدا کند. به منش پاک و مهر و محبت دلبستگی نشان دهید. رادمردان پاک سرشت برای گسترش راستی و درستی پیوند استوار خواهند ساخت و هواخواهان راستی را بسوی بهشت جایگاه تو ای اهورا که منزلگه راستان و پاکان است رهبری خواهند کرد.” هات ۴۸ بند ۷

برگرفته از تارنمای یتااهو

اصول دین زرتشت کدام است؟

۱,۵۲۵ بازديد ۰ نظر

 

شاید شما توجه کرده‏اید که در نگاره‏های ترسیم ‏شده از اشوزرتشت، این پیامبر بزرگ ایرانی عصایی ۹ (نه) بند در دست دارد. همچنین بر پایه سنت زرتشتیان هر فرزند بهدین هنگامیکه به سن تکلیف می رسد طی مراسمی ویژه که مراسم “سدره ‏پوشی” نامیده می شود در برابر “موبد زوت” و همه فامیل و آشنایان با آزادی کامل به اصول و فروع دین اشوزرتشت پیمان وفاداری می بندد، پوشش ساده و سفید رنگ سدره نیز از ۹ (نه) تکه تشکیل ‏شده ‏است. این ۹ بند یا نه تکه، بیانگر ۹ اصل دین زرتشتی است که چکیده پیام های او را به ما می رساند که من سعی می کنم اکنون برای شما به ‏طور بسیار فشرده بیان کنم، آنگاه خواهید دید که چرا و چگونه، این پیام ها که پایه دین زرتشت شناخته‏ شده ‏است، هرگز قدیمی نمی‏شود و نه ‏تنها برای انسان‏های امروزی تازه و بکر و عملی و قابل ‏پیاده‏ کردن ‏است، بلکه تا انسان وجود دارد، اگر هر کس، در هر زمانی این اصول را پایه باورهای خود قرار دهد و به آنها پایبند باشد، هم می تواند فرد شایسته ای باشد و هم می تواند جامعه خود را به سوی کمال و رسایی راهنما باشد:

 

۱- باور به یکتایی خدا: خدایی که اهورا (هستی بخش) و مزدا (دانای بزرگ) است و این دو صفت بزرگی و دانایی هم آهنگ و از هم جدا ناشدنی است. خدایی که در همه جا و در همه چیز در تجلی است. خدایی که هر چه را آفریده نیک و لازم و ملزوم یکدیگر آفریده و خلاصه خدایی که صفات کامل آن در نماز “صد و یک نام خدا” شرح داده شده است: بر همه چیز آگاه، بر همه کار توانا و بی نیاز و…

 

۲- باور به پیامبری اشوزرتشت: نخستین پیام آوری که پس از شک کردن به باورهای پیشینیان خود پس از ده سال در کوه اشیدرنه، از سوی اهورامزدا به پیامبری برگزیده ‏شد و از توحید و نبوت و معاد خبر داد و پیام خود را مانتره (بر انگیزنده اندیشه) نامید و از دین (دئنا) به مفهوم وجدان سخن به میان ‏آورد. باورهایی که ابتدا به مردم خود ارائه ‏نمود و آرام آرام دین او بخش بزرگی از این کره خاکی را در بر گرفت و پیروان او مزده یسنان یا مزداپرستان و بعدها بهدین و زرتشتیان نامیده ‏شدند.

 

۳- باور به روح و جهان واپسین (جهان مینوی): یعنی بهشت و گروسمان (خانه راستی) و دوزخ (خانه دروغ)

 

۴- باور به اشا (راستی): اشوزرتشت اولین کسی است که به وجود هنجار هستی (اشا) پی ‏برد و از حاکم بودن قانون اشا در جهان هستی (گیتی و مینو) سخن ‏گفت و فرمود: انسان می تواند با خرد خویش به قوانین طبیعت (اشا) پی ‏برده و از آن استفاده و یا سوء استفاده نماید و انسان تنها زمانی می تواند خوشبخت زندگی کند که قوانین اشا را به ‏درستی بشناسد و خود را با این قانون ابدی (اشا) هم ‏آهنگ و همراه سازد و…

 

۵- باور به گوهر آدمی ‏و آدمیت: بر پایه آموزشهای اشوزرتشت تمام انسانها از هر جنس و نژاد و مذهبی دارای وجدان(دئنا) و خرد بوده و از جسم، جان، روح و فروهرِ بسیار بالنده تری نسبت به دیگر موجودات برخوردار می باشند و قدرت تشخیص نیک از بد و ارزش گذاری را داشته و آزادی کامل در انتخاب راه را دارند و سرنوشت خود را می‏سازند و دارای حقوق برابر می‏باشند و در مجموع “من” دارند و می‏توانند “من” خویش را به هر صورتی که مایل باشند تغییر دهد و دارای بهترین منش (سپنته من) یا بدترین منش (انگره من) گردند و آموزش می ‏دهد که وظیفه هر زرتشتی پیروی از “سپنته من” و مبارزه با تمام نیروهای اهریمنی یا “انگره من” است و…

 

۶- باور به هفت پایه کمال: اشوزرتشت اهورامزدا را دارای شش فروزه: وهومن (منش نیک یا اندیشه و گفتار و کردارنیک)، اردیبهشت (راستی)، شهریور (تسلط بر نفس)، سپندارمزد (دانش اندوزی و پویایی)، خرداد (رسایی خواهی و کمال جویی) و امرداد (بی مرگی و جاودانگی) می‏شناسد و می‏آموزاند که هر کس با تمرین و ممارست از این شش فروزه اهورایی به طور کامل برخوردار گردد، در پایه هفتم تکامل خویش به جز خدا نمی‏بیند و با او یکی می‏گردد. این باور در دوران های بعد به صورت هفت شهر عشق یا هفت خوان رستم و نمادهای گوناگون دیگر در فرهنگ و عرفان ایرانی باقی مانده ‏است.

 

۷- باور به نیکوکاری و دستگیری از نیازمندان: دین زرتشت دور نگهدارنده جنگ افزار و آشتی دهنده است. خوشبخت کسی است که خوشبختی دیگران را فراهم‏ نماید. باور به اینکه هر کس در هر مقام مادی و معنوی می تواند و باید به دیگران یاری رساند. گذشت و فداکاری و کمک به نیازمندان، در دین زرتشت به صورت وقف و گاهنبار و جشن‏خوانی‏ها و بخشش (میزد) و غیره… به گونه ای بسیار آبرومند برگزار می‏گردد.

 

۸- باور به سپنتایی بودن (مقدس بودن) چهار آخشیج: آب، باد، خاک و آتش در دین زرتشت سپنتا است و زرتشتی وظیفه دارد محیط زیست را در حد توان پاک نگاه ‏دارد.

 

۹- باور به فرشکرد بودن: بنابر آموزش‏های گاتها، ما خواستاریم از زمره کسانی باشیم که جهان را بسوی پیشرفت و آبادانی می‏برند و با تمام توان در پویایی اندیشه و گفتار و کردار و آبادانی جهان سهیم گردیده فرشکرد (تازه کننده جهان) باشند. هر بهدین باید کوشش کند تا با آوردن نور بر تاریکی و با دانش بر جهل پیروز گردد؛ مثبت ‏نگری و یافتن روش های نوین در زندگی (فرشکرد) یکی از مهمترین پایه های اساسی دین زرتشتی است.

 

برگرفته از تارنمای یتااهو

همانگونه که در جهان مادی انسان اشرف مخلوقات پروردگار و نماینده اهورامزدا بر روی زمین است حیوانات و جانداران خوب و سودمند نیز در جهان مادی نماد و نماینده وهومن به شمارند.

و کسی که به صفت نیک اندیشی و وهومن اراسته است نباید نسبت به حیوانان و چهار پایان سودمند ستم روا دارد و انها را بی جهت بیازارد.یا به ریشه کن کردن نسل انها بپردازد.چنانکه در نماز ها و «اندرز گواه» امده است :

 «داد و ایین بهمن امشاسپند اشتی و نیک اندیشی است.کینه ورز و رزم کام مباشید.نیک خواه و به منش باشید.بدی مکنید و پیرامون بدکاران مگردید.دانش اندوزید و خردمندی پیشه کنید.فرهنگ گسترید و دژمنشی را براندازید.با دشمنان به داد کوشید.با دوستان نیکی ورزید.چهارپایان و جانداران سودمند را خوب نگاه دارید و کار بی اندازه به انها نفریمایید و انان را از گرسنگی و تشنگی و گرما و سرما نکاه دارید و بر انان ستم روا مدارید»

جایگاه حیوانات در  فرهنگ زرتشتی ایرانی

۱,۶۳۴ بازديد ۰ نظر

گوشه ای از نگاه دین زرتشتی به دیگر جانداران

ایرانیان درمیان کشورهای مختلف، از پیشگامان و بنیان گذاران قانون‌ها ودستورهای مربوط به حقوق حیوانات و حتی گیاهان بوده‌اند
برخلاف آن چه که تاریخ نگاراران، نظریه پردازان و فرهنگ سازان غربی در ترویج آن می کوشند، ایرانیان سده ها زودتر از آن‌ها در قانون‌ها و دستورهای مربوط به رعایت حقوق حیوانات و محیط زیست آن ها توجه کرده اند. دستورهایی که خوشبختانه بسیاری از آن ها تا به امروز به صورت نوشته باقی مانده و به ما رسیده است. ویژگی مهم این قوانـیـن و دستورات هم این بود که از جانب مردم  با جدیت و به بهترین شکل رعایت می شدند

چگونه این همه دروغ درباره آئین زرتشت ساخته شده ؟

۴,۰۸۶ بازديد ۰ نظر

چگونه این همه دروغ درباره آئین زرتشت ساخته شده ؟



مکیاول سیاستمدار معروف ایتالیائی سده ۱۶ در کتاب «هنر جنگ» مینویسد« اگر بخواهی ملتی را به بردگی بکشی، فرهنگ او یعنی هویت او را درهم بشکن. و اگر فرهنگ او غیر قابل خرده گیری بود، تا آنجا که بتوانی از ابزار دروغ استفاده کن و با دروغ آنرا از پای در بیاور، چون زمانی که ابزار «راستی» را در دست نداری، دروغگوئی بزرگترین عامل پیروزی است» .

☆ آیین های ایرانی وزرتشتی ☆

۴,۰۹۲ بازديد ۱ نظر

ماه فروردین:

1- جشن نوروز ، جشن سال نو
6- زاد روز اشوزرتشت
7-11- هنگام نیایشگاه پیر هریشت در یزد
13- 19- جشن فروردینگان، فرودگ