اشنایی با تاریخ ایران

اشنایی با دین زرتشت و تاریخ ایران باستان

ملکه دینگ پادشاه زن ایران

۱,۱۳۶ بازديد ۰ نظر
ملکه دینگ پادشاه زن ایران

ملکه دینگ پادشاه زن ایران

دینَگ شاهنشاه زن ایران در سال 457 میلادی تا 459 میلادی بود.ملکه دینک همسر یزدگرد دوم شاهنشاه ساسانی و مادر شاهنشاهان ایران یعنی هرمز (هرمزد سوم) ، پیروز (پیروز یکم شاه ساسانی ) و بلاش (بلاش شاه شاه گمنام ساسانی) بود.
پس از مرگ یزدگرد دوم بر سر جانشینی وی بین دو پسران ارشد وی یعنی پیروز و هرمزد جنگ درگرفت و این جنگ و درگیری چند سال به طول انجامید . بزرگان ایران که کشور را بدون شاه میدیدند همسر یزدگرد دوم را به پادشاهی (نایب السلطنه) برگزیدند تا امور کشور را اداره کند.

ملکه دینگ زنی بسیار قدرتمند مدیر و باهوش بود و درهنگام کوتاه سلطنتش اوضاع آشفته آن زمان را به خوبی مدیریت کرد تا اینکه پیروز، هرمزد را شکست داده و بر تخت نشست. از آن دوره اشیایی به دست آمده است که از آن جمله می توان به مهر مخصوص ملکه دینگ اشاره کرد. از مهر به دست آمده می توان چهره ملکه دینگ را بازسازی کرد. ملکه تاجی کیانی بر سر دارد که بر فراز گیسوانش نوار کوچکی بسته شده است و گوشواره هایی به گوش دارد که دارای سه مروارید است و گردنبند مرواریدی در گردن وی به چشم می خورد و همچنین گیسوان مجعدش به چندین رشته بافته شده و در سوی دیگر مهر دیده می شود

نبرد رستم فرخزاد با سعد وقاص / جلال خالقی مطلق

۱,۱۱۱ بازديد ۰ نظر
نبرد رستم فرخزاد با سعد وقاص / جلال خالقی مطلق

 
گاه هسته اصلی حماسه رویدادی تاریخی است. کسی یا کسانی در نبردی از خود دلیری و از جان گذشتگی نشان می دهند. سپس آن واقعه بر سر زبان مردم می افتد و با گذشت زمان شاخ و برگ می گیرد و تبدیل به روایت یا داستانی حماسی می شود که گاه در عناصر زمان و مکان و اشخاص و غیره دگرگونیهایی می یابد و به کلی از هسته اصلی تاریخی خود دور می شود. ولی در هرحال ، اصل حماسه را رویداد تاریخی حماسه زا تشکیل داده است. لیکن همیشه چنین نیست. بلکه گاه حماسه اصلاً ریشه تاریخی ندارد ، و اگر دارد ، به کلی تهی از عنصر حماسی است یا چه بسا که عنصری ناحماسی نیز در خود داشته باشد و تنها ، براثر برخی کژفهمی ها یا ضروریات ، پرورد حماسی یافته است. چنین می نماید که در شاهنامه روایت نبرد رستم با سعد از این گونه دوم باشد.

 

اسپهبدان تبرستان

۱,۰۶۹ بازديد ۰ نظر
سکه روزگار باوندیان

پس از آن‌که «یزدگر سوم» در جنگ نهاوند از تازیان شکست خورد، او برای کمک گرفتن و گردآوری سپاه نو به‌سوی خراسان و خاور ایران رهسپار شد. یکی از شاهزادگان ساسانی به‌نام «باو» فرزند «کیوس» که سردار شجاعی بود از یزدگرد اجازه خواست که برای نیایش به آتشکده‌ای که پدرش ساخته بود برود و سپس به او بپیوندد. «باو» در آتشکده مشغول نیایش بود که به او خبر می‌دهند که یزدگرد، در شهرِ مرو به فرمان «ماهوی سوری» فرماندار آنجا و به‌دست آسیابانی کشته شده است. «باو» با شنیدن این خبر بسیار اندوهگین شد.

 

نهضت «سندباد» در برابر «عباسیان»

۱,۱۴۱ بازديد ۰ نظر

واژه‌ی «سندباد» که به گونه‌ی «سنباد» هم نوشته می‌شود. در زبانِ پهلوی به معنی نیروی اندیشه است. «سندباد» همچنین به معنی بادی است که از سوی رود سند بوزد. واژه‌ی مجوس از سوی تازیان به افرادی گفته می‌شود که پیروی دین‌های ایرانی پیش از اسلام بودند. گمان می‌رود «سندباد» از پیروان مزدک بوده است. «سندباد مجوس» پس از کشته شدن ابومسلم خراسانی در نیشابور و ری به خونخواهی ابومسلم دربرابر خلیفه عباسی منصور به‌پا خواست.

 

پس از سرگونی دستگاه خلافت امویه به‌دست ابومسلم و برقراری خلافت عباسیان در بغداد نفوذ و قدرت ابومسلم در خراسان، هراس دومین خلیفه عباسی یعنی منصور را درپی داشت و به دستور خلیفه، او را در بغداد کشتند. سپس شورش‌هایی در خراسان رخ داد که نخستین آنها، به‌پا خواستن سندباد در سال ۱۳۸ هجری مهی(۷۵۵ میلادی) بود.

جنبش او به تشکیل یک سازمان دینی مخفی بر ضد فرمانروایی عباسیان به نام «مسلمیه» شد که سال‌ها به پرورش احساسات ضدعباسیان می‌پرداخت. «سندباد» با حرکت از نیشابور، شهرهای قومس، ری و قم را گرفت و گروهی از مزدکیان و زرتشتیان طبرستان گردِ او آمدند.

سندباد در شهر ری موفق به اعدام فرمانروای آنجا شد. او با پادشاه طبرستان به‌نام «اسپهبد خورشید» رابطه‌ی دوستانه‌ای برقرار کرد و از این‌رو از نیشابور تا طبرستان را دربرابر فرمانروایی عباسیان شوراند. با پیوستن گروهی از ملی گرایان ایرانی به او شمار پیروانش به ۱۰۰ هزار نفر رسید. نهضت او ۷۰ روز به‌درازا کشید و در این مدت او و سپاهیانش پیشروی بسیاری کردند. سرانجام یکی از سرداران منصور به‌نام «جوهر بن مراد» او را در نزدیکی همدان شکست داد و نزدیک به ۶۰ هزار نفر از پیروان او کشته شدند. سپس سندباد از «اسپهبد خورشید» پناه خواست و به طبرستان رفت.

«طوس» پسرعموی« اسپهبد خورشید» که از سوی او با اسب و پیشکش‌‌های گوناگون به پیشواز او رفته بود، بعدها به‌دلیل بی‌احترامی‌هایی که در رفتار سندباد احساس می‌کرد، او را کشت. به این گونه نهضت «سندباد» شکست خورد.

سرچشمه‌ها:

۱- نراقی، حسن. چکیده تاریخ ایران از کوچ آریایی‌ها تا پایان سلسله پهلوی

۲- تارنمای ویکی پدیا

مفهوم سرنوشت در جهان بینی زرتشتی

۱,۰۸۹ بازديد ۰ نظر

 

رفتار انسان در همین جهان به خودش بازمی گردد و سرنوشتش را رقم خواهد زد   

 

      بهروز خلیلی - در جهان بینی زرتشتی  انسان دارای ”‌ من“ است و خداوند بزرگ دانا به همه انسانها این توانایی را داده است که می‌تواند خود را درک کند و بشناسد و بداند که هست و ... ،

 

همانگونه که در جهان مادی انسان اشرف مخلوقات پروردگار و نماینده اهورامزدا بر روی زمین است حیوانات و جانداران خوب و سودمند نیز در جهان مادی نماد و نماینده وهومن به شمارند.

و کسی که به صفت نیک اندیشی و وهومن اراسته است نباید نسبت به حیوانان و چهار پایان سودمند ستم روا دارد و انها را بی جهت بیازارد.یا به ریشه کن کردن نسل انها بپردازد.چنانکه در نماز ها و «اندرز گواه» امده است :

 «داد و ایین بهمن امشاسپند اشتی و نیک اندیشی است.کینه ورز و رزم کام مباشید.نیک خواه و به منش باشید.بدی مکنید و پیرامون بدکاران مگردید.دانش اندوزید و خردمندی پیشه کنید.فرهنگ گسترید و دژمنشی را براندازید.با دشمنان به داد کوشید.با دوستان نیکی ورزید.چهارپایان و جانداران سودمند را خوب نگاه دارید و کار بی اندازه به انها نفریمایید و انان را از گرسنگی و تشنگی و گرما و سرما نکاه دارید و بر انان ستم روا مدارید»

جایگاه حیوانات در  فرهنگ زرتشتی ایرانی

۱,۲۳۵ بازديد ۰ نظر

گوشه ای از نگاه دین زرتشتی به دیگر جانداران

ایرانیان درمیان کشورهای مختلف، از پیشگامان و بنیان گذاران قانون‌ها ودستورهای مربوط به حقوق حیوانات و حتی گیاهان بوده‌اند
برخلاف آن چه که تاریخ نگاراران، نظریه پردازان و فرهنگ سازان غربی در ترویج آن می کوشند، ایرانیان سده ها زودتر از آن‌ها در قانون‌ها و دستورهای مربوط به رعایت حقوق حیوانات و محیط زیست آن ها توجه کرده اند. دستورهایی که خوشبختانه بسیاری از آن ها تا به امروز به صورت نوشته باقی مانده و به ما رسیده است. ویژگی مهم این قوانـیـن و دستورات هم این بود که از جانب مردم  با جدیت و به بهترین شکل رعایت می شدند

زرتشتیان به دو نشان شناخته می شوند:

۱,۲۰۱ بازديد ۰ نظر

زرتشتیان به دو نشان شناخته می شوند:

: 1نشانه درونی (اندیشه و گفتار و کردار نیک)

: 2نشانه برونی یا ظاهری (سدره و کشتی)


سدره با نام اوستایی "وهومنه وَستره" به معنای لباس نیک اندیشی و کشتی با نام اوستایی" اَئیویاونگهن" به معنای کمربند، گواه ظاهری زرتشتیی بودن و شناسنامه دینی است. سدره ، باید نخستین جامعه ای باشد که بدن را بپوشاند و از جنس پنبه، کتان یا ململ و به رنگ سپید است. سپیدی آن نشانه ی پاکی، سادگی و فروتنی است. سدره از 9 تکه فراهم شده است که 9 اصل و باور دین زرتشتی را به گونه ای نمادین یادآور می سازد و بهدین با پوشیدن سدره، این 9 پیام اهورایی را همواره بر تن و جان خود حس کرده و در زندگی به کار می بندد. این باورها عبارتند از:

 

: 1باور به یکتایی اهورامزدا

: 2باور به پیامبری اشوزرتشت

: 3باور به قانون اشا (راستی و پاکی)

: 4باور به دو گوهر همزاد (سپنتامینو و انگره مینو)

: 5باور به امشاسپندان

: 6باور به جاودانگی روان

: 7باور به داد و دهش و نیکوکاری

: 8باور به سپندینگی و ارجمندی چهار آخشیج

: 9باور به فرشکرت و تازه گردانیدن جهان

‎زرتشتی زاده و زرتشتی بودن

۱,۳۴۵ بازديد ۰ نظر

زرتشتی زاده و زرتشتی بودن

" به خامه ی  موبد کامران جمشیدی "



«آئین ما آئینی است جهانی و هر کس که بر پایه ی دانش و خرد و با مهر و دلبستگی بپزیرد که زرتشتی باشد و آنرا با اندیشه و گفتار و کردار نشان دهد، او زرتشتی است و نخستین و واپسین کسی که می تواند این را به او بدهد یا از او بگیرد خود اوست »

زن نماد زندگی

۲,۸۳۱ بازديد ۰ نظر

زن نماد زندگی

 

سپندارمزد روز پنجم از هر ماه و ماه دوازدهم سال است. به سپندارمزد در پهلوی سپندارمت، در اوستا «سپنته آرمئیتی» و در فارسی سپندارمزد، اسپندارمد، اسپندامذ و سفندارمز و اسفند می گویند. واژه «سپنته آرمئیتی» از دو قسمت تشکیل شده «سپنته» یا «سپند» به معنی پاک و مقدس و «آرمئیتی» به معنی فروتنی و بردباری پس «سپنته آرمئیتی» به معنی فروتنی پاک است. سپندارمزد چهارمین امشاسپند است و در عالم مینوی نماد مهربانی و بردباری و فروتنی است و در دنیای مادی نگهبان زمین است و خویشکاری دارد که همیشه زمین را خرم و آباد و با روز نگه دارد. مانند خود زمین این ایزد شکیبا و بردبار است. ایزدان آبان، دین و ارد از همکاران و یاران این امشاسپند هستند. دیو «ترومئیتی» یعنی ناخشنودی و خیره سری همستار و دشمن بزرگ سپندارمزد است نیز بیدمشک گل ویژه ی این امشاسپند است.