زن نماد زندگی

اشنایی با دین زرتشت و تاریخ ایران باستان

زن نماد زندگی

۲,۰۲۳ بازديد ۰ نظر

زن نماد زندگی

 

سپندارمزد روز پنجم از هر ماه و ماه دوازدهم سال است. به سپندارمزد در پهلوی سپندارمت، در اوستا «سپنته آرمئیتی» و در فارسی سپندارمزد، اسپندارمد، اسپندامذ و سفندارمز و اسفند می گویند. واژه «سپنته آرمئیتی» از دو قسمت تشکیل شده «سپنته» یا «سپند» به معنی پاک و مقدس و «آرمئیتی» به معنی فروتنی و بردباری پس «سپنته آرمئیتی» به معنی فروتنی پاک است. سپندارمزد چهارمین امشاسپند است و در عالم مینوی نماد مهربانی و بردباری و فروتنی است و در دنیای مادی نگهبان زمین است و خویشکاری دارد که همیشه زمین را خرم و آباد و با روز نگه دارد. مانند خود زمین این ایزد شکیبا و بردبار است. ایزدان آبان، دین و ارد از همکاران و یاران این امشاسپند هستند. دیو «ترومئیتی» یعنی ناخشنودی و خیره سری همستار و دشمن بزرگ سپندارمزد است نیز بیدمشک گل ویژه ی این امشاسپند است.

زن نماد زندگی

 

سپندارمزد روز پنجم از هر ماه و ماه دوازدهم سال است. به سپندارمزد در پهلوي سپندارمت، در اوستا «سپنته آرمئيتي» و در فارسي سپندارمزد، اسپندارمد، اسپندامذ و سفندارمز و اسفند مي گويند. واژه «سپنته آرمئيتي» از دو قسمت تشكيل شده «سپنته» يا «سپند» به معني پاك و مقدس و «آرمئيتي» به معني فروتني و بردباري پس «سپنته آرمئيتي» به معني فروتني پاك است. سپندارمزد چهارمين امشاسپند است و در عالم مينوي نماد مهرباني و بردباري و فروتني است و در دنياي مادي نگهبان زمين است و خويشكاري دارد كه هميشه زمين را خرم و آباد و با روز نگه دارد. مانند خود زمين اين ايزد شكيبا و بردبار است. ايزدان آبان، دين و ارد از همكاران و ياران اين امشاسپند هستند. ديو «ترومئيتي» يعني ناخشنودي و خيره سري همستار و دشمن بزرگ سپندارمزد است نيز بيدمشك گل ويژه ي اين امشاسپند است.

در روز پنجم اسفند به دليل برابر شدن نام روز با نام ماه چشني با آداب و رسوم و تشريفات ويژه برگزار مي شده است كه به آن جشن «مردگيران» يا «مژدگيران» مي گفتند و اين جشن ويژه ي زنان بوده و به مناسبت تجليل و قدرداني از زنان برپا مي شده است. ابوريحان بيروني درباره ي جشن اسفندگان مي نويسد، «اسفندارمزد ماه روز پنجم آن روز اسفندارمزد است و براي اتفاق دو نام آنرا چنين ناميده ايند و معناي آن عقل و هلم است و اسفندارمزد فرشته ي موكل بر زمين است و نيز بر زن هاي درستكار و عفيف و شوهر دوست و خيرخواه موكل است و در زمان گذشته اين ماه، به ويژه اين روز، عيد زنان بوده و در اين عيد مردان به زنان بخشش مي نمودند (هديه مي دادند) و هنوز اين رسم در اصفهان و ري و ديگر بلدان پهله باقي مانده و به فارسي مردگيران مي گويند.»

هنوز هم جشن مردگيران در بعضي از روستاهاي ايران برگزار مي شود. برگزار شدن چنين جشني در ايران باستان نشان دهنده ي اهميتي بوده كه آيين زرتشت براي زن قائل بوده است. آنچه كه در اوستا براي زن و مرد آمده است نشان دهنده ي برابري آنهاست. سرود «ينگهه هاتام» يادآور اين برابري است.

«يِنگهه هاتام آئَت يسنه پَئتي وَنگهو مزداو اهورو وئتا اشات هَچا يا انگهامچا تانسچا تاوسچا يزه مئيده»

«از بين زنان و مردان كسي كه برابر آيين راستي ستايشش بهتر است اهورامزدا از آن آگاه مي باشد اينگونه زنان و مردان را مي ستاييم» يسناي 27 بند 15

اين برابري زن و مرد آنچا خود را نيك نشان مي دهد كه در ايران باستان زن مي توانست در مقام قضاوت نيز قرار گيرد. در كتاب دينكرد هم به اين مطلب اشاره شده است و زناني كه تحصيلات حقوقي داشتند بر موبداني كه اين تحصيلات را نداشتند ارجحيت داشتند. ارجمندي مقام زن تا بدانجا بود كه او را «بانو» خطاب مي كردند بانو به چم درخشان و برابري با مرد آنجا مشخص مي شود كه او را سرا و خانه كدبانو مي ناميدند و معناي واژگان مادر و دختر نقش بزرگ زن را در اقتصاد خانواده بيان مي كند.

در ادبيات اوستايي آناهيتا ايزدبانو كه از هيبت و شكوهي آرماني بهره مي برد نشان از بزرگي و شان زن و فرهنگ آريايي دارد. او ايزد فزوني و بركت و آب و آباداني و باروري و حاصلمندي است.

در تاريخ ايران باستان كه مي نگريم مي بينيم زنان ايراني در دلاوري و رزم مانند مردان بودند و گاهي حتي فرهنگ ها هم شركت داشتند از جمله آنها زني است به نام گردآفريد كه در رزم با سهراب از خود دلاوري ها نشان داد. فردوسي بزرگ در شاهنامه درباره او چنين مي سرايد:

بدانست سهراب كاو دختر است                     سر و موي او از در افسر است
شگفت آمدش گفت از ايران سپاه                   چنين دختر آيد به آوردگاه
سواران جنگي به روز نبرد                       همانا به ابر اندر آرند گرد
زنانشان چنينند ايرانيان                            چگونه اند گردان و جنگ آوران

و آرتميس يا آرتميز فرمانده ي نيروي دريايي خشايارشاه در جنگ با يونانيان بوده كه با خردمندي خود باعث شكست سپاه يونان مي شود.

«گردويه» خواهر بهرام چوبين بود كه در دلاوري و جنگاوري مانند برادر بود او پس از برادرش فرماندهي سپاه را بدست مي گيرد و سپاه خاقان چين را شكست مي دهد. حكيم بزرگ فردوسي درباره او چنين مي سرايد:

همه لشكر چين بر هم شكست                           بسي كشت و افكند و چندي به خست
سراسر همه دشت شد رود خون                         يكي بي سر و ديگري سرنگون
چو پيروز شد سوي ايران كشيد                          بر شهريار دليران كشيد
به روز چهارم به آموي شد                             نديدي زني كو جهانجوي شد

«يوتاب» خواهر آريوبرزن سردار دلير داريوش سوم در جنگ با اسكندر بود كه فرماندهي بخشي از سپاهيان برادر را داشت و به اندازه اي از خود پايداري و دليري نشان داد كه همراه برادر كشته شد و نامي جاويد از خود باقي گذاشتند.

«آرتادخت» زني است كه وزير دارايي اردوان چهارم اشكاني بوده و بدون اينكه باج و خراج را افزايش دهد و به مردم فشار بياورد از طريق جلوگيري از هزينه هاي بيهوده ي درباريان و گرفتن خراج از ثروتمندان، كشور را به توانگري رساند.

زن زرتشتي در طول تاريخ هر گاه لازم بوده دلاوري ها و فداكاري ها از خود نشان داده و در حفظ خانواده و دين از خود گذشتگي ها نموده است و در درازناي اين تاريخ پرفراز و نشيب با وجود محدوديت زيادي كه داشته است همواره كوشيده كه اصول دين به همراه استواري در دين را به كودكانش بياموزد و به گونه اي آنها را بپرورد كه رهرو نياكان خود باشند و انديشه و گفتار و كردار نيك را هميشه سرلوحه ي زندگي خود قرار دهند. باشد كه زن امروزين زرتشتي نيز همچنان باورمند بكوشد و مرد و فرزندان خويش را پشتوانه اي نيك باشد و با آموزش درست و به هنگام فرزندان آنان را مددكار و امانت دار شايسته امانت نياكان خردمندمان قرار دهد.

ياري نامه:
شاهنامه فردوسي     حكيم ابوالقاسم فردوسي چاپ مسكو
جشن هاي ايراني     پرويز رجبي
زن در ايران باستان   هدايت الله علوي

برگرفته از تارنمای برساد

تا كنون نظري ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در فارسی بلاگ ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.